همه چیز درباره فستیوال هولی، جشواره رنگ در هند

جشن هولی (به انگلیسی: Holi Festival) از اعیاد رسمی مردم هندوستان است. هولی یک جشنواره ملی و مذهبی بهاره است که توسط هندی‌ها بخصوص هندوها برگزار می‌شود. هولی به جشنوارهٔ رنگ‌ها و عشق نیز معروف است.

جشن هولی

بنابر برخی از روایات این جشن در ابتدا به خاطر حاصلخیزی زمین برگزار می شده است، از طرف دیگر این جشن به یمن عشق فناناپذیر کریشنا و رادا هم برپا می شده علاوه برپاشیدن رنگ و آب به همدیگر، جشن هولی شامل رقص و آواز نیز می باشد و آتش بازی های بزرگ در هر کوچه و خیابانی برگزار می شود با این باور که آتش فضا را از وجود روح های شیطانی پاک می کند و نشانی بر سوزاندن “هولیکا”ی شریر و نابکار(دشمن کریشنا و رادا) بوده است و نام هولی برگرفته از این رسم است.

فستیوال هولی

رنگ، سروصدا٬ رقص٬ آواز و پذیرایی هولی یک معنا را می رسانند: همراهی، اتحاد، برابری و شادی! در باور هندوها هیچ جشن دیگری را نمی توان یافت که درس دینی و مذهبی را همراه هماهنگی اجتماعی چنین ساده بیاموزد.

زمان برگزاری فستیوال هولی

هولی در پایان زمستان جشن گرفته می‌شود در آخرین شبی که ماه کامل است در ماه قمری فلاگونا، (فلاگون یا پورنیما) که معمولاً مطابق با اسفند ماه ایرانی می‌باشد. در بسیاری از مناطق، هولی در حدود دو روز طول می‌کشد. یکی از بزرگترین آداب و رسوم هولی سست شدن ساختارهای تشریفاتی است، که به‌طور معمول شامل سن، جنس، وضعیت، و طبقه‌است. هولی شکاف گسترده بین طبقات اجتماعی را می‌بندد و هندوها را به هم نزدیک می‌کند. با هم، غنی و فقیر، زنان و مردان، از حضور یکدیگر در این روز شاد لذت می‌برند. علاوه بر این، هولی سختی‌های هنجارهای اجتماعی را کاهش می‌دهد. هیچ‌کس انتظار رفتار مودبانه ندارد… و در نتیجه، فضا پراز هیجان و شادی است.

هر سال، هزاران نفر از هندوها در جشنواره هولی شرکت می‌کنند. در انتظار روز بعد از ماه کامل در ماه فالگونا، یا اوایل ماه مارس، این مردان و زنان آماده هستند برای گسترش شادی. هولی اهداف بسیاری دارد. اول و مهم‌تر از همه، جشن آغاز فصل بهار است. همچنین دارای هدف‌های مذهبی ست، بزرگداشت برنامه‌های زیادی که در اسطوره‌شناسی هندو است.

فستیوال هولی

نحوهٔ برگزاری فستیوال هولی

آیین جشن دو روز است. در روز اول آتشی بزرگ در غروب یا شب هنگام روشن می‌شود. قبل ازآن، آتش بزرگ دیگری بر روی مکانی که از قبل آماده شده روشن می‌شود و تمثالی از هولیکا که از خیزران و بوریا ساخته شده در حرکت دسته‌جمعی منظم به همراه خوانندگان و نوازندگان محلی به وسیلهٔ برهمن‌ها با تشریفات به محل منتقل می‌شود. تمثال در وسط تل آتش گذارده می‌شود و دستیار برهمن، هفت بار آن را طواف می‌کند و قبل از این‌که آن را آتش بزنند، اشعاری را در ستایش هولی می‌خوانند. مفهوم آن اشعار جملات زیر است:

«روشن کردن آتش به عنوان نمادیاز نابودی تمام شرهایی که در انسان وجود دارددعا به درگاه خدا برای رفاه و بهبودی بشر»

سپس مردم به خانه‌هایشان برمی‌گردند. در روز دوم از صبح زود تا ظهر بر سر و روی دوستان و خویشان گرد رنگ می‌ریزند یا با آب‌فشان آب‌رنگی می‌پاشند. اما مسن‌ترها گرد قرمز را به آرامی روی صورت هم می‌ریزند. مردم البته از رنگین شدن لباس‌هایشان ناراحت نمی‌شوند. در غروب همان روز، مردم شیرینی تعارف می‌کنند؛ دوستان سه‌بار همدیگر را در آغوش می‌گیرند و برای هم آرزوی خوشبختی می‌کنند و کودکان و نوجوانان برای ادای احترام بر پاهای بزرگ‌ترهایشان دست می‌کشند. در ایالت پنجاب، سیک‌ها مراسم هولاموهالا را یک روز بعد از مراسم هولی با شادمانی فراوان برگزار می‌کنند.

فستیوال هولی

این رنگ ها بیشتر طبیعی می باشد که از گل ها و یا میوه ها تهیه می شوند، که نه تنها برای پوست مضر نیست بلکه مفید نیز می باشد. مردم با مراسم خرید یا تهیه رنگ، شادی را به خانه های خود می برند. این جشن برای کودکان نیز همراه با شادی خاصی می باشد. در این روز کوچک و بزرگ همه در این مراسم شرکت می کنند و با رقص و پایکوبی شادی می کنند. در این روز لباس ها  و صورت همه رنگی است و با پاشیدن رنگ به سوی همدیگر در این مراسم شرکت می کنند.

فستیوال هولی

افسانه‌های مشهور پشت جشن‌های هولی

ماجرای رادا و کریشنا

در منطقه‌ی براج (جایی که لرد کریشنا بزرگ شد) در اوتار پرادش، هولی به یاد عشق فداکارانه‌ی کریشنا و رادا، تا روز رانگاپانچامی در قالب یک مراسم بزرگ جشن گرفته می‌شود. یک افسانه‌ی محلی نیز به آن نسبت داده می‌شود.

وقتی کریشنا بچه بود، بعد از نوشیدن شیر سمی پوتانای شیطان، رنگ پوستش به آبی تغییر کرد. بعدها وقتی بزرگ‌تر شد، از اینکه دختران زیبایی مثل رادا یا سایر دختران دهکده به خاطر رنگ پوستش او را دوست نخواهند داشت، بسیار ناراحت بود.

به خاطر ناامیدی زیادی که داشت، مادر کریشنا از او خواست تا برود و صورت رادا را با هر رنگی که دوست دارد، رنگ کند. وقتی کریشنا این کار را انجام داد، آن‌ها با هم یک زوج را تشکیل دادند و از آن زمان به بعد، مردم در جشن هولی بازی با رنگ‌ها را آغاز کردند.

ماجرای هولیکا داهان

طبق این افسانه، روزگاری پادشاه قدرتمندی به نام هیرانیاکاشیپو زندگی می‌کرد. او انسان پلیدی بود و به خاطر ظلم و ستم خود مورد نفرت بود. او خودش را خدا می‌دانست و دوست داشت همه مثل خدا او را بپرستند.

با این حال پسرش پراهلادا از مریدان لرد ویشنو بود و از پرستش پدرش سر باز زد. هیرانیاکاشیپو که از نافرمانی پسرش عصبانی بود، چندین بار سعی کرد او را بکشد، اما کار او به نتیجه نرسید. به همین دلیل از خواهر بد ذات خود، هولیکا کمک خواست. هولیکا قدرت ویژه‌ای داشت که او را در برابر آتش مصون نگه می‌داشت.

بنابراین برای کشتن پراهلادا او را فریب داد و با هم روی توده‌ای از هیزم نشستند. اما به خاطر نیت شومی که هولیکا داشت، قدرت او خنثی شد و خودش در آتش سوخت. از طرف دیگر، پراهلادا این قدرت را به دست آورد و نجات پیدا کرد. به همین دلیل است که اولین روز هولی به عنوان هولیکا داهان جشن گرفته می‌شود و نماد پیروزی خیر بر شر است.

فستیوال هولی