بیوگرافی سامان جلیلی

سامان جلیلی
نامسامان
نام خانوادگیجلیلی
متولد۳ مرداد ۱۳۷۰
شغلخواننده
سبکپاپ
محل تولدکرج 

سامان جلیلی متولد ۳ مرداد ۱۳۷۰ در کرج اصالتا بابلی خواننده سبک پاپ اهل ایران که پس از انتشار زیرزمینی آثارش در ایران اولین آلبوم رسمیش با نام پرتگاه را در اولین کنسرت رسمی این خواننده در تهران در ۱۲ بهمن ۱۳۹۳ در سالن نمایشگاه میلاد به روی صحنه اجرا کرده است. از نوجوانی علاقه زیادی به خوانندگی داشت و از ۱۶ سالگی گیتار زدن را شروع کرد و با تشویقی که از سمت خانواده و دوستان داشت تصمیم گرفت این کار رو به صورت جدی و حرفه ای دنبال کند . 

 شروع فعالیت هنری و شهرت

سامان جلیلی ابتدا در سن نوجوانی به کلاس های گیتار رفت او علاقه خاصی به گیتار داشت  و قصد داشت یک گیتاریست شود که با تشویق اطرفایان خود همراه گیتار زدن به خوانندگی هم روی اورد که البته خوانندگی او خیلی بیشتر جواب داد و صدای او طرفداران بسیاری یافت کرد سامان جلیلی اولین البوم رسمی خود را در شهریور ماه سال ۱۳۹۳ با نام پرتگاه منتشر کرد که با استقبال زیاد دانلود در صفحات مجازی و خرید این آلبوم از طریق بازار موسیقی مواجه شد و خیلی زود او به شهرت بیشتری رسید تا اینکه در بهمن ماه همان سال ۱۳۹۳ توانست اولین کنسرت خود را حضور تعدادی زیادی از طرفدارانش بر پا کند

 من عاشق پلی استیشن هستم و معمولا زیاد با پلی استیشن بازی فوتبال می کنم. در خانه هم میز بیلیارد دارم و بیلیارد بازی می کنم و تفریحم همین است و زیاد به بیرون نمی روم. همه چیز را در خانه آورده ام که بتوانم در خانه تفریح کنم.

تفریح سامان جلیلی

اولین کنسرت

سامان جلیلی اولین کنسرت خود را زمانی اجرا کرد که تنها 23 سال داشت ، این کنسرت در تهران در 12 بهمن 1393 در سالن نمایشگاه میلاد برگزار شد. جلیلی از خواننده هایی است که کنسرتشان در بهار 1394 لغو شدند.

کنسرت سامان جلیلی

صدای وی شباهت جالبی به صدای شادمهر عقیلی دیگر خواننده ایرانی دارد. خود جلیلی نیز در چندین مصاحبه اعلام کرده است که الگوی او در موسیقی شادمهر عقیلی می باشد.

مصاحبه سامان جلیلی

کم حرف ترین خواننده ایرانی هستی که خیلی به ندرت حاضر می شوی در جاهای شلوغ حاضر شوی. این رفتارها نوعی از استراتژی کاری توست یا ذاتا اینگونه هستی؟

این شخصیت را خودم خیلی دوست دارم. از زمان های قبل که با آقای قیامتی آشنا شدیم به من گفتند که باید بیشتر توی چشم باشی. نمی دانم چرا ولی زیاد دوست نداشتم توی چشم باشم و بیشتر می خواستم از بقیه جدا باشم و خودم کار کنم. بیشتر دوست دارم شنونده باشم و می دانم اگر حرفی بزنم برداشت دیگری از آن می شود. بیشتر دوست دارم شنونده باشم و با کارهایم حرف بزنم.


کمی به عقب برگردیم و اینکه چه زمانی متوجه شدی آثارت مورد توجه قرار گرفته است؟

شروع کردن من داستان جالبی داشت. من فوتبالیست بودم. با دوستانم نشسته بودیم و تلویزیون آهنگی پخش کرد و من فی البداهه یک مصرع آن را خواندم. دوستِ دوستم که گیتار می زد آنجا به من گفت سامان صدایت بد نیست و بیا ما گیتار بزنیم و تو با ما بخوان. ما هر هفته پنجشنبه جمعه ها گیتار می زدیم و می خواندیم.

تا اینکه من گیتار زدن یاد گرفتم و یک روز که گیتار می زدم و می خواندم خانمی که سنش هم زیاد بود و حدود 45-50 سال سن داشت به من گفت چرا فقط آهنگ بقیه را می خوانی و خودت نمی روی آهنگ بسازی؟ من واقعا ساکت شدم و به حرفش فکر می کردم.

فردای آن روز از کیش که در آنجا زندگی می کردم به شمال و بعد تهران آمدم و کار ساختم. فکر می کنم اولین کار من که ساخته شد آهنگ «عشق من» و بعد «بهونه» بود. آن زمان که من این آثار را خواندم، اطرافیانم گفتند که خوب است و ادامه بدهم و همین رویه باعث شد من ناخودآگاه به سمت موسیقی و خواندن بیایم.


درمورد الگوها و کسانی که از ابتدا کارهایشان را رصد می کردی و دوست شان داشتی صحبت کنیم.

من با کارهای شادمهر خیلی به خواندن علاقمند شدم. ضبط های کوچکی در قدیم بود که دو دکمه داشت و وقتی آن را می زدیم شروع به ضبط کردن می کرد و من وقتی با آن می خواندم و ضبط می کردم از بچگی دوست داشتم صدایم شبیه به شادمهر شود و ناخودآگاه این اتفاق افتاد.


درمورد فوتبالی بودنت هیچوقت حرف نزده بودی. داستان از چه قرار است؟

داستان ورزش کردن من هم جالب است. من همیشه دوست داشتم کلاس فوتبال بروم ولی پدرم می گفت سر کوچه کلاس کاراته است و به کاراته برو.

باز می گفتم فوتبال و می گفتند دوتا کوچه پایین تر کلاس کشتی است و بیا کشتی را هم تست کن. به گونه ای شده بود که همیشه پدرم می گفت من در آن سال ها فقط برای تو اسب نخریدم و اگر اسب دوانی هم می رفتی دیگر همه چیز تمام بود! خلاصه بگویم ما به کیش رفتیم و در یکی از تیم های دسته دو یا سه کیش بازی می کردم. این موضوع برای 7-8 سال پیش است. من واقعا فوتبال را دوست داشتم.


یعنی خیلی جدی و حرفه ای هم بازی کردی؟

بله. من آقای گل هم شده بودم. در تیم خدمات کیش فوروارد چپ بازی می کردم.


آبی یا قرمز؟

من شدیدا استقلالی هستم.


هیچ وقت به سمت این رفتی که برای باشگاه خودت کاری بخوانی؟

نه هیچ وقت پیش نیامد. من برای مصاحبه هم خجالتی بودم چه برسد به اینکه به باشگاه استقلال بروم و بخواهم برایشان بخوانم.


نکته ای که هست زیاد بودن اجراهای شهرستان توست. از لحاظ اجرا در شهرستان قطعا جزو رکوردداران خوانند ههای پاپ هستی.

محمد قیامتی:قبل از محرم و صفر پارسال یعنی تا برج 6 به جرات می توانم بگویم کمتر از محمد علیزاده در شهرستان اجرا نرفته ایم. بعد از محرم و صفر حدود یک ماهی شد که سامان بیماری در کبد خود داشت که کمی درگیر آن بودیم و اجرا نرفتیم.

امسال خداروشکر سلامتی اش را بدست آورد. بعد از آن هم درگیر فسخ قرارداد کنسرت تهران بودیم حتی لغو قرارداد کنسرت تهران اولویت بیشتری نسبت به آلبوم مان داشت.

همه این ها دلایل کم کاری ما در 6 ماه گذشته بود و انشالله بعد از آلبوم اجراهای زیادی داریم و حداقل قرارداد اجرا در 15 شهر را بسته ایم که در هر شهر دو سانس اجرا داشته باشیم و شاید در شهرهایی مثل تبریز به 4 یا 6 سانس هم برسیم.


گوش کردن موسیقی بخشی از روزهای عادی تو را تشکیل نمی دهد؟

اصلا موسیقی گوش نمی دهم و اگر بخواهم موسیقی گوش دهم کارهای ترکیه ای و هندی را گوش می دهم چون به نظرم با گوش دادن به آنها فضای من عوض می شود.


یعنی بازار داخلی را رصد نمی کنی؟

تقریبا کارهای همه خواننده ها را پیگیری می کنم و می شنوم. برای خودم خوب است که کارها را بشنوم تا تلاش کنم بهتر از آن ها را بسازم.


گالری عکس سامان جلیلی

عکس سامان جلیلی
عکس سامان جلیلی
عکس سامان جلیلی